شکفته خفته

برای ديدار سومش

تنها اگر هستم، بی کس نباش

ويلان اگر هستم، ويران نباش

طلوع اگر نيستم، غروب نباش

پژمرده اگر هستم، پلاسيده نباش

بی تو اگر هستم، با من باش

گل آلود اگر هستم، باز بارانی باش

تاريک اگر هستم، باريک نباش

فراموش شدنی اگر هستم، به يادآوردنی باش

منجمد اگر هستم، آفتابی باش

مردنی اگر هستم، ماندنی باش

دور اگر هستم، نزديک باش

له اگر هستم، مه باش

غم اگر هستم، نم باش

خاکستری اگر هستم، سپيد باش

عبور اگر نيستم، کوچه باش

بودنی اگر نيستم، شدنی باش

رويا اگر نيستم، حقيقت باش

وسيع اگر نيستم، مسيح باش

مردار اگر هستم، مرداب نباش

غمزده اگر هستم، غمزه باش

خفته اگر هستم، شکفته باش

... اگر نيستم، ... باش

سمانه اگر نيستم، سمانه باش

هما!!! اگر نيستم، طرقبه!!!!!!!! باش

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳