تپش ضروريست باز

چه تنها شدم باز

خالی شدم باز

شب شدم انگار باز

دلتنگم باز

مبهم، بی ستاره، پر غم، بيهوده، پر نم باز

گريه ضروريست باز

باران، پشت پنجره نيست باز

مرده شدم انگار باز

تپش ضروريست باز

فاطمه ...

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸۳