چيزی واسه گفتن ندارم، جز بی سمانگی،

      چيزی واسه گفتن ندارم، جز بی سمانگی، به اندازه انتظار برف سال ديگه دلتنگشم، الان تو دانشکده داره بارون می آد، اما بارونم، آرومم نمی کنه ...

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸۳