فراموشم نكن، سمانه …

اگه ماهي ها، رودخونه رو فراموش مي كنن، تو فراموشم نكن، سمانه

مث برگا، كه شاخه رو فراموش مي كنن، تو فراموشم نكن، سمانه

اگه شب، خورشيدو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

مث باد، كه سرزمينشو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

اگه قناري، قفسشو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

مث بارون، كه ابرا رو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

اگه كاه، سبز موندنو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

مث كوير، كه بارونو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

اگه عاشق، چشماشو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

مث موج، كه ساحلو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

اگه شاعر، كه غزلو فراموش مي كنه، تو فراموشم نكن، سمانه

۱۳/۶/۸۳

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ،۱۳۸۳