كمي سمانه تر بيا

براي خواهر نيك و نزديكم، سمانه

پُر شده قدحِ انتظارم

از

سايه هاي چشمانت

كمي زودتر بيا

 

خَم شده جاده التماسم

از

تردُد تمرُدهايت

كمي آهسته تر بيا

 

لِه شده مردُمَكهاي دَردَم

زير

غلطكهاي اَبروانت

كمي سبُك تر بيا

 

گيج شده ركعتهاي نمازم

از

الكُلهاي اذانت

كمي كافِرتر بيا

 

خُشك شده بهانه هاي دلم

زير

آفتاب اشكهايت

كمي باراني تر بيا

 

سرد شده تيك تاكهاي قلبم

از

انجماد رگهايت

كمي تَب دارتر بيا

 

گُم شده شعله هاي گلويم

زير

آتش بسّ غَمزه هايت

كمي سمانه تر بيا

3/6/83

23:30

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸۳