سرگردون چِرايي …

       امروز، جمعه 16 مرداد، اصلا خودم نبودم، چرا؟ بماند

       فقط مي تونم بگم: “تو كه مُشكين دو گيسو، در قَفايي، به مُ گويي كه سرگردون چِرايي سرگردون چِرايي

       “دِلُم دردي كه دارد با كه گويد گنه خود كرده، تاوان از كه جويد(نقل از شب، سكوت، كوير استاد شجريان)

       اين جمله رو هم واسه خاطر خواهرم سمانه مي نويسم: همه می‌گن حاضرن واسه عشقشون، بميرن، اما من، نه، مي خوام زندگي كنم واسه عشقم، زندگي

       ۲۳:۴۰

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۳