تو رو

دختر دستی به موهاش کشيدو گفت:

ـ حاضری چی رو از دست بدی تا منو داشته باشی؟

پسر لبخندی زدو گفت:

ـ تو رو!!!!!

ساعت

کاش ساعت زنگ نمی زد،

آخه تو هنوز بستنی ات رو نخورده بودی؟؟!!!؟!؟!؟!؟

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤