فروردين نگاهش

باز دلم جا ماند

اين بار

در فروردين نگاهش

عيبی ندارد

بوی بهار می گيرد

و

زلالی اشکهای سمانه را

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٤

 

تيرباران

تيرماه است

باران می بارد

تيرباران است!!!

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٤

 

 

مسافر خسوف

خورسيد

خسته از سفر شب

از راه نرسيده

مسافر خسوف شد

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٤

 

دوری تو

برای يه بی معرفت

دوری تو

بارانزاست

سبز می کند

اشکهای انتظارم را

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٤

 

خنده و خون

امروز واسه سومين بار عمو شدم

اما همون بدو بيمارستان، دختری جوون

بی مادر شده بود.

کاش ...

 

  
نویسنده : رجبعلي محبي ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٤