
كوچ
کوچ کردم به اين ديار؛

تو رو
دختر دستی به موهاش کشيدو گفت:
ـ حاضری چی رو از دست بدی تا منو داشته باشی؟
پسر لبخندی زدو گفت:
ـ تو رو!!!!!
ساعت
کاش ساعت زنگ نمی زد،
آخه تو هنوز بستنی ات رو نخورده بودی؟؟!!!؟!؟!؟!؟

روسري تركمني
روسري اش رو باز كرد، چه تعارض وحشيانه اي بود
بين مدل موي غربي و روسري سنتي تركمني اش.
هميشه سنت را به ((cent)) ي فروخته ايم ...

ايست
به چهار راه تو نزديک شدم
صدايی گفت: (( ايست ))
قلبم ايستاد

اپيدمی تنهايی
تنهايی، اپيدمی شده در وجودم، نزديک نشويد،
واگير دارد ...
کاش باد بيايد
جايی شعر کوتاهی خوندم از مسعود کرمی که
خيلی به دلم نشست:
کاش باد بيايد
ببرد روسری ات را
و مرا

بدون درد
رو تابلويی نوشته بود:
سوراخ کردن گوش بدون درد!،
ياد تو افتادم که چه دلها سوراخ کردی ...

دلم گرفته ...
دلم خيلی گرفته، حوصله نوشتن ندارم،
مانيتورمو پاره کردم!، کيبوردمو هم شکستم!

S عشق، اول هنره بعد، صنعت!
S بعضی ها تور نمی شن، ترور می شن!
S بعضی ها، مث ستاره زیبان، اما ثابت و بدون پیشرفت!
S کاش مرگ هم یک تجربه بود!
S سلولهای قلب مث خونه های سیاه و سفید شطرنج می مونن!
S خدا را پاک بخوانیم تا ناب اجابت شویم!
S بدون قلب می شه زندگی کرد اما بدون تپش، هرگز!
S بعضی ها، قلبشون المثنی داره!
S مرد، اُبهت زن رو تکمیل می کنه، زن، زیبایی مرد رو!
S سیگار، دودکش خونه زمستونی عقله!
S بعضی ها زنگ قلب رو می زنن و فرار می کنن!
S زندگی، یعنی جوانانه زیستن، پیرانه، عبادت کردن و کودکانه مُردن!
S زندگی، کشیدنِ سیگار کنارِ رُفته گر شهرداریه!
S زندگی، لالاییِ فارسیِ زنِ ترکمن واسه کودک یکسالشه!
S هر آدمی چوپان دروغگوی خودشه!
S بعضی ها، هم قیمت موز خوردن روزانه یا سیگار کشیدن روزانه بعضی ها، روزنامه می خرن!
S درک مشترک از درد مشترک زیباتره!
S شیدای واقعی هرگز رسوا نمی شه!
S بهتره اسم آدما بعد از 20 سالگی و مطابق شخصیتشون انتخاب شِه!
S آرزو و رویا فقط اسم دختراس، چرا؟!
S ایمان، فقط اسم پسراس، چرا؟!
S بعضی ها، استعداد احساس ندارن!
S دل آدما پُر از اشکه!
S به فکر تسحیر دیگران باشیم نه تسخیر اونها!
S قلب، قالب عقله!

قطره های تنهايی
خيلی وقت بود تنهايی هام اشک نداشت، حالا قطره هامو ببينين:
S بعضی ها شیدا نیستن، شیادن!
S قلب، دائما به عقل چشمک می زنه!
S نسبت به افراد بی ربط باید بی تفاوت بود!
S آدمای سخت، سخت گریه می کنن!
S همه آدما، زائیده هوس اند و متولد عشق!
S اندیشه، آرایش صورته!
S سعی کنیم از آرزوهامون بزرگتر باشیم!
S چهره، خدادادیه، اما زیبایی، اکتسابیه!
S کاش می شد عشق رو مث کدئین بسته بندی کرد!
S زندگی رو باور کنیم تا بارور شود!
S سیگار، بیگاری روحه!
S انصراف از زندگی، اعتراف به مرگه!
S تاثیر پذیر باشیم نه اسیر پذیر!
S با خدا فریاد کنیم، نه نجوا!
S تابوت، بُرجیه به ارتفاع مرگ!
S تلاش، آرزوها رو مومیایی می کنه!
S ارتفاع عقل، با ارتفاع شلوار بعضی ها، رابطه لگاریتمی مثبت داره!
S بعضی ها، کلان تر نیستن، کلانترن!
S پدر یعنی پِیِ درد!
S مادر یعنی ماه دَر (در ماه)!
S قلب فراموشکارتر از حافظه س!
S قلب همیشه رُژ لب قرمز می زنه!
S بعضی ها، اعتصاب اندیشه دارن!
S زندگی از نگاه مُردگان فقط یه کاریکاتوره!
S دانشگاههای واقعی ما، خیابونای ماست، گاراژهای ماست!
S واسه رسیدن به آب هم می شه چاه زد، هم منت اَبرها رو کشید!
S بم دیروز، بیم زلزله بود، بم امروز، بام تلاش، بوم مهربانی!

کلبه خدا
سمانه ام:
دلم واسه سايه گرم چشمات و
سايش سرد شونه هات تنگيده ...
زير چشمی می پاييدمت، دوس داشتم بدونم
چه حسی داری وقتی بين دو تا داداشيت
قدم می زني، يهو ياد شريعتی افتادم که
به پسرش احسان می گه:
من واسه پرواز دو تا بال بهت نشون می دم؛
يکی ابوذر، ديگری مولانا
حالا تو سمانه، با اين دو بالی که داری (داداشی هات)،
تا کجا دوس داری پرواز کنی؟
راستی سمانه کعبه، کلبه خُداس!

چترمو ببرم يا نه؟!
دل می گه هوا ابريه
عقل می گه آفتابيه
نمی دونم چترمو ببرم يا نه؟!

تمام آرزوهايم به قلبت می ريزند
برای شايد آخرين ديدارش
انتهای نگاهت سمانه
ابتدای دل است؛
عقل من
همسايه دل توست
تمام آرزوهايم به قلبت می ريزند
گلنوش دختر دوستم فرشيد کرمی

دوستم شورش و خواهرزاده اش کيميا

خودم و بشير و فريدون و وحيد (توی دانشکده)


هستی (خواهرزاده ام) مهديار (برادرزاده ام)

فروردين نگاهش
باز دلم جا ماند
اين بار
در فروردين نگاهش
عيبی ندارد
بوی بهار می گيرد
و
زلالی اشکهای سمانه را
![]()
تيرباران
تيرماه است
باران می بارد
تيرباران است!!!

مسافر خسوف
خورسيد
خسته از سفر شب
از راه نرسيده
مسافر خسوف شد

دوری تو
برای يه بی معرفت
دوری تو
بارانزاست
سبز می کند
اشکهای انتظارم را
